سلطان محمد مطربي سمرقندي

476

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 178 » ] مقيمى سمرقندى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] مقيمى سمرقندى ، به « حافظ مقيم » مشهور بود و در كوى بوستان خان ، پيش افتاد گرديده ، امامت مىنمود ، در ابتداى حال ، عجب مفلس و بىبضاعت بود . آخر الامر به جهت افلاس ، خيالى بست و واقعات لشكر كشيدن خاقان جنّت‌مكان ، عبد اللّه خان را به صوب سمرقند و متحصّن گرديدن جوانمرد عليخان را در صورت نظم و نثر ، در سلك تحرير و حيّز تقرير كشيده ، بعد از فتح دار الملك سمرقند ، به خاقان مغفور گذرانيد . حضرت خان را پسنديدهء طبع لطيف آمده ، او را رعايت موفور نموده ، به همراهى عساكر نصرت مآثر ، به هرجانبى كه عزيمت مصمّم مىگرديد ، مىبردند و حافظ مذكور وقايع وارده را ، در كسوت نظم به مرور ايّام قلمى مىنمود و مدّت مديد و عهد بعيد ، بدين امر منصوب بود . نوبتى در راه بخارا ، شرف ملاقات او به اين فقير دست داد ؛ پرسيدم كه مرقومات قلم مشكين رقم به چند جزو رسيده ؟ فرمود كه : قريب به شصت جزو قطع طلاى گرديده . بسيار خوش‌طبع و شيرين‌كلام بود و از عروض و قوافى ، حظّ وافى داشت و معمّيات مشكله را ، بر وجه تسهيل مىگشاد و از فقير غزل طلبيد ، اين غزل را خواندم كه : غزل : در غريبى منم امروز عجايب حيران * مانده با ديدهء غم ديدهء خونابه‌فشان

--> ( 178 ) . مقيمى سمرقندى ، حافظ مقيم ، شاعر تاجيك نيمهء دوم سدهء دهم و نيمهء يكم سدهء يازدهم هجرى كه در سمرقند زاده شد . وى در تنگدستى روزگار مىگذراند . او به شرح نبردهاى عبد اللّه خان شيبانى ازبك ( 991 - 1006 ق ) در قالب نظم و نثر پرداخت و بدين‌ترتيب به دربار وى راه يافت . مقيمى عروض و قافيه را نيكو مىدانست و در سرودن معما نيز دست داشت : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 371 ؛ سخنوران صيقل روى زمين ، ص 107 - 108 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 833 - 834 .